بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
106
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
روش بررسى : روش بررسى به صورت مطالعه كتابخانهاى و توصيفى مىباشد . در اين مقاله ابتدا به مطالعه و بررسى كتب مختلف اخلاق اسلامى پرداختيم . و سپس با معرفى و مقايسه مكاتب مختلف اخلاق اسلامى و بيان اصولشان و بررسى برتريها و نقصانهايى كه هريك نسبت به ديگر مكاتب دارد . در قسمت بحث كاستيهايى كه مكاتب اخلاق اسلامى در مقام علم دارند ، بيان كرديم . نتايج : دانش اخلاق در ميان مسلمين با رويكردهاى متفاوتى روبرو بوده است . اين اختلاف رويكردها به پيدايش دستگاههاى اخلاقى چندى منته شده كه براساس آن مىتوان آثار اخلاقى موجود را در نگاه نخست در چهار عنوان زير طبقهبندى كرد : اخلاق فلسفى ( عقلى ) ، اخلاق عرفانى ( سلوكى ) ، اخلاق نقلى ( مأثور ) ، اخلاق تلفيقى اخلاق فلسفى : فلاسفه حكمت را به دو نوع نظرى و عملى تقسيم كرده كه اخلاق جزو حكمت عملى مىباشد . حكما برآنند كه خاستگاههاى روحى و روحانى رفتارهاى درست و نادرست دائمى يا اغلبى ، هيأت و ملكاتى هستند كه در شاكلهء شخصيت فرد استقرار مىيابند از اين ملكات با واژه « خلق » ياد مىشود كه خود بر دو قسمند : خلق نيك و خلق بد . نفس آدمى داراى سه قوهء متمايز شهويه ، غضبيه و ناطقه است . و از آنجا كه انسان موجودى است كه وحدت حقيقى و غير اعتبارى دارد ، عملكرد هريك از اين قواى سهگانه بر تمام وجود انسان و نيز بر كاركرد ساير قوا تأثير مىگذارد ، بسان يك شكل هندسى كه با تغيير يكى از اضلاع آن ، ناگزير نسب و اندازه اضلاع ديگر هم تغيير خواهد كرد . آدمى در برخوردارى از قوهء شهويه و قوهء غضبيه با ساير حيوانات مشترك است پس آن دو نمىتوانند ملاك انسانيت و تمايز انسان از سايرين باشند ، ولى قوه ناطقه گوهرى است كه تنها بر تارك وى مىدرخشد . و تاج كرّمنايى است كه فقط بر سر وى نهاده شده و آدمى از رهگذر بهرهبردارى اختيارى از ارشادهاى اين قوه ، مسجود ملائك مىگردد .